بعد از مدتها ، مجدداً سلام ...
اين انتخابات منو هم به تحرك واداشت !!!
البته من قديما خيلي سياسي بودم و خيلي هم اصلاح طلب داغ! اما بعدها به اين نتيجه رسيدم اگه قراره جامعه اصلاح بشه ، بايد اول از خودمون شروع كنيم و به همين دليل ، به نتورك ماركتينگ به خاطر ذات سازنده و اصلاح گري كه داره ، خيلي علاقه مند شدم ... بگذريم ...
ميخواستم بگم كه اين آقاي مير حسين موسوي خيلي خيلي كارش درسته ....
من از قديما ميشناسمشون و جدا از اينكه افكار و عقايد عالي و سازنده داره ، من تو يه جلسه اي كه ايشون بودن ( سال 76 ).. از نزديك هم باهاش برخورد داشتم ... واقعاً انسان نازيه ... مخصوصاً كه هنرمند بسيار توانا و خوش فكريه ...

خلاصه ... هر كس كه تا حالا رأي نميداده و يا ديگه ميخواسته رأي نده و يا هر چي ... بايد بگم كه درباره ايشون دوباره فكر كنه و حداقل براي تغيير وضع موجود هم كه شده ، به ايشون رأي بدين ....از دوستان وبلاگ دار ! هم ميخوام اگه مايل هستن ... لوگوي "جنبش بزرگ وبلاگي حاميان موسوي" رو از لينك زير تو وبلاگشون بذارن ....
http://www.mirhussein.com/
به اميد روزهايي متفاوت !!!
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:39  توسط محمد زرين
|
خب ، شايد به نظرتون اين موضوع خنده دار باشه ، اما ميتونه
خيلي به شما كمك كنه ، اگه ازش استفاده كنين ...
حالا ، بعد از اينكه اسم موش رو انتخاب كردين ، بايد بدونين
كه اين موشها و افكار منفي تمومي نداره و هميشه هستن ، مگه اينكه روزي 10 ساعت
بشينيد و مديتيشن كار كنين ، اما چون در دنياي امروزي و كارهاي روزمره اين امكان
نيست ، اين افكار منفي هميشه هستن ، بنابراين توقع نداشته باشين كه ديگه موشه
بيرون نياد ..
كاري كه ميشه كرد اينه كه موشه ( فكر منفي ) رو بگيرين و
عوضش كنين به يه فكر مثبت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 22:36  توسط محمد زرين
|
خب ، براي اينكه ياد بگيريم كه چطور با اين افكار منفي روبرو بشيم و اونها رو مديريت كنيم ، خانم دريك تكنيك خيلي جالبي ياد ميدن ، اما قبل از اون يه سري مباحثي رو توضيح ميدن كه براي درك اون تكنیک لازمه بدونيم ، من خيلي خلاصه اونها رو براتون ميگم :
گفتيم كه فكرهاي منفي مثل موشي هستن كه دائم ميآن تو ذهن و مغز ما و اين فكر و خيالها مثل خوره مغزمونو ميخوره ، مثل ترس و نگراني از آينده ، حسرت گذشته ، غرور كاذب از موفقيتهاي مقطعي ، افسردگي و ناراحتي و هزار فكر منفي ديگه ... هميشه ميشنويم كه ميگن به اين چيزها فكر نكن و به چيزهاي مثبت فكر كن و اين فكرها رو بريز دور و ... و ما خيلي وقتها از دست خودمون عصباني ميشيم كه چرا دائم اين افكار منفي ميآن سراغمون و هيچ وقت هم ازشون خلاصي نداريم !

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 19:22  توسط محمد زرين
|
ببخشين كه خيلي وقته هيچ مطلبي نذاشتم ، اين روزها با يكي از دوستام زياد درباره خانم دريك صحبت كرديم ، كلي دلم هواشو كرد و خلاصه يكي از مهمترين مباحث ايشونو آماده كردم كه بذارم تو وبلاگ ...
در مطلبي كه با عنوان " كوه يخي " قبلاً از خانم دريك براتون گذاشته بودم ، صحبت به اينجا رسيد كه ما براي تأثير گذاشتن روي افراد بايد هواسمون به احساس دروني خودمون باشه و 95% از تأثير ما ناشي از احساس دروني ماست ، نه حرفها و كلماتي كه ميگيم ، خانم دريك در ادامه اين موضوع ، بحث جالبي دارن كه با يه تمرين شروع ميشه ... اينطور ميگن كه : ...
**************************
لطفاً همه چشماتونو ببندين و تصور كنين كه الان دارين به يك سوراخي نگاه ميكنين و از اين سوراخ قراره كه يه موش بياد بيرون ، شما گربه هستيد و حسابي هواستون جمع هست كه اين موشه از سوراخ بياد بيرون و شما بگيرينش !
اين موش در واقع فكر شماست ، تراوشها و دغدغه هاي ذهني شما اون موشه هست ،
حالا چند ثانيه اي خوب اين صحنه رو تصور كنين تا اولين موش يا به عبارتي اولين فكر يا تراوش ذهني كه از سوراخ اومد بيرون رو بگيرين ..
( ...... خب ، شروع كنين و قبل از اينكه ادامه مطلب رو بخونين ، اين تمرين رو انجام بدين ..... )

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 20:13  توسط محمد زرين
|
يكي از چيزهاي جالبي كه من ياد گرفتم و موضوع خيلي عميقي هم هست ، اينه كه ميگن دو جا در دنيا هست كه از لحاظ احساسي ، منفي ترين جاهاي دنياست . مي دونين كجاست ؟ ....
دو جايي كه civilization اون جاها از همه جا قديمي تره ! يعني اتفاقات خيلي زيادي از قديم در اين دو جا اتفاق افتاده و اثراتش مونده ....
درباره collective consciences چيزي شنيديد ؟! به معناي " خرد جمعي " ...
در واقع به مسائلي گفته ميشه كه در ضمير ناخودآگاه يك عده از انسانها به صورت يك فرهنگ درومده ... و تمام مسائلي كه از خيلي قديمها در جهان اتفاق افتاده ، انرژي و احساسش در خرد جمعي ما باقي مونده و از بين نميره ...

به خاطر همينه كه گاهي اوقات در بعضي از جاها ، ما به صورت ناخودآگاه احساس خوب يا بدي داريم ، در صورتي كه شايد ما قبلاً اون جاها نبوديم و اين انرژي خوب يا بدي هست كه از قبل در اونجا بوده و ما اونو حس ميكنيم ...
اما دو جا در دنيا هست كه خرد جمعي منفي تري دارن و احساس نگراني و نااميدي بيشتري در اين دو جا هست ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 20:58  توسط محمد زرين
|
سلام ... چند وقتیه که مطلب جدیدی نذاشتم و بعضی از دوستان میگفتن : " پس چرا مطلب جدید نمیذاری !!!؟؟؟ " ...
۲ تا نکته هست ...
اولاْ این وبلاگ به صورت اختصاصی فقط به صحبتهای خانم " الهام دریک " اختصاص داره ... بنابراین اینکه دائم مطلب جدید نمیذارم . تا حدودی توجیه داره ... چون مطالب ایشون کاملاْ جنبه آموزشی داره و هر زمان میشه اونها رو خوند و برای کسایی که تازه به خواننده های وبلاگ اضافه میشن . کلی مطلب هست ...
اما نکته دوم اینکه ... من خیلی خیلی مطالب آموزشی از خانم دریک دارم که میشه اینجا گذاشت ... اما مسئله اینه که همه اونها رو اگه بذارم ... همچین بگی نگی نامردیه ..!!! چون مطالب بسیار ارزشمندیه که خانم دریک در سمینارها و سخنرانی ها و کتاب و CD هاي آموزشي خودشون ميگن و گذاشتن اونها به همين سادگي ، يه كم بي انصافيه و عادلانه نيست ، اگر چه ما تو ايران با قانون كپي رايت رابطه اي نداريم ، اما باز هم من براي راه اندازي اين وبلاگ ، هم با ايميل و هم حضوري ،به خانم دريك اطلاع دادم و به نوعي از ايشون اجازه گرفتم ، ولي با اين حال ، نميشه همه مطالب ايشون رو اينجا بگذارم ...
و البته دارم سعي ميكنم از ميون مطالب ايشون ، باز هم يه سري مطلب براي وبلاگ آماده كنم كه يه ذره كوچولو ! فقط بي انصافي باشه !!
يه چيز ديگه هم بگم .... لطفاً هر مطلبي از اين وبلاگ رو اگه كسي ميخواد جاي ديگه استفاده كنه ، به همون دلايل بالا كه گفتم ، لطفاً منبع رو ذكر كنه ... لطفاً ...
و موضوع آخر اينكه ... درباره حرفهاي خانم الهام احساس و نظرتونو حتماً بنويسيد ... خيلي دوست دارم كه برداشت شما رو درباره سرگذشت و حرفها و عقايد ايشون بدونم ... مهمه ... ممنون ار توجهتون
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:34  توسط محمد زرين
|
وقتي صحبت موفقيت در نتورك ماركتينگ ميشه ، من ياد داستان عقاب مادر و عقاب بچه ميفتم ...
عقاب مادر به عقاب بچه ميگه : پرواز كن ! تو يكي از بهترين پرنده هايي هستي كه ميتوني به اين عظمت و قدرت ، در اوج آسمونها پرواز كني .

و عقاب بچه ميگه : ولي من ميترسم كه اين كار رو بكنم .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 0:17  توسط محمد زرين
|
امشب شب آرزوهاست ، شبي كه خدا رسماْ نشسته ببینه ما چی ازش میخواهیم!!

راستي ، تا حالا فكر كردين چرا خدا به ما قدرت " آرزو كردن " رو داده ؟!
چرا وقتي ما بچه هستيم ، خيلي راحت و بدون نگراني و ترس ، آرزو مي كنيم و اتفاقاً به خيلي از آرزوهامون هم ميرسيم ؟!
اما وقتي بزرگتر ميشيم ، دست از آرزو كردن بر ميداريم يا با ترس اين كار رو ميكنيم و بيشتر اوقات هم به آرزوهامون ميخنديم !!
و چه بسا به آرزوهاي بچگيمون هم ميخنديم !! هم به آرزوهاي كوچولوي دوره بچگي ، كه مثلاً يه تفنگ يا عروسك ميخواستيم و اين چيز به اين سادگي برامون آرزو بود!!. هم به آرزوهاي بزرگمون ، كه چقدر ساده بوديم و مثلاً ميخواستيم بريم فضا و ماشين پر سرعت و باغ گنده و ... !!! خلاصه هم پيش پا افتادگي و كوچيكي آرزوها ي دوره بچگي برامون خنده داره و هم بزرگي اونها !!!!
جالبه ها نه ؟!!
در واقع يادمون رفته كه براي يه بچه ، بزرگي و كوچيكي و دوري و نزديكي آرزوها اصلاً معني نداره ، چون بچه فقط ميدونه كه ميخواد ، همين !!!
اما اينكه اصلاً خدا براي چي قدرت " آرزو كردن " رو بهمون داده ؟!!
يه كم فكر كنين ؟!!
راستش براي اين سؤال جواب زياد ميشه پيدا كرد ، اما احساس كردم پاسخ خيلي هم مهم نيست !
چون اين سؤال مثل اينه كه بپرسيم : خدا چرا به ما قدرت " نفس كشيدن " داده ؟!
خب ، براي اين سؤال هم جواب زياده ، اما مهم اينه كه ما چه جواب رو بدونيم چه نه ، اينو ميدونيم و باور داريم كه قدرتشو داريم ، پس خيلي راحت نفس ميكشيم ومي بينيم كه اينطوري زنده ميمونيم .... و اگه تنها چند ثانيه به اين قدرتمون شك كنيم و ديگه نفس نكشيم ، مي ميريم !!! به همين سادگي !!
" آرزو كردن " هم به همين راحتيه ، اگه باور كنيم كه اين قدرت رو داريم ، آرزوهامونو مي بينيم واگه باور نكنيم ، آرزوهامون ميميرن !!! به همين سادگي !!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 2:36  توسط محمد زرين
|
نتورك ماركتينگ ، بيزينس تغيير و رشد شخصي هست و نميشود تصور كرد كسي در اين كار موفق شود بدون اينكه تغييري در رفتار و افكار و شخصيتش ايجاد شود .... اما ما معمولاً در برابر تغييرات ، مقاومت ميكنيم .
خانم دريك اين موضوع رو با يك مثال جالب توضيح ميدن ، بخونين:

يه چيزي كه من تو اين بيزينس و تو اين 10 سال ياد گرفتم ، اينه كه احساس ما انسانها ، مثل يه كش مي مونه ، وقتي شما يه كش رو ميگيري و مي كشي وقتي از اون comfort zone يا منطقه راحت خارج ميشه ، كش بهت ميگه : منو ولم كن ، بذار برگردم به همون جاي قبل ، چون اينجا راحت نيستم ، منو از جايي كه راحتم بيرون نكش !!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 1:23  توسط محمد زرين
|
وای! خدا را شكر

woooooooooooowwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwww
همين !!!! بيشتر نميشه توضيح داد ....
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:0  توسط محمد زرين
|